موسیقی کودک گمپ گل
پنجشنبه 15 فروردین 1392 :: نویسنده : راضیه یقطین

قصه کودک و نوجوان | گلنار و جانمازش | www.100100.irگلنار کو چولو با مادر بزرگش زندگی می کرد . آن هم در یک ده قشنگ . خانه مادربزرگ گلنار خیلی زیبا بود آخه وسط حیاطش یک حوض پر آب بود و دور حوض هم پر از گل های شمعدانی دور تا دور حیاط هم چند تا اتاق بود و در یکی از این اتاق ها یک دار قالی برپا بود . مادربزرگ هر روز صبح کنار این دار قالی می نشست و قالی بافی می کرد . گلنار کوچولو هم خیلی دوست داشت که قالی بافی رو یاد بگیره .

بگذریم زندگی مادر بزرگ گلنار از همین راه بافتن قالی می چرخید اما وقتی قالی ها کاملا بافته میشد و وقت فروش آنها می رسید به قیمت کمی می خریدند آخه مجبور بود اونها رو به دلال ها بفروشه . یک روز که گلنار در آن روز ۹ سالش تمام شده بود مادر بزرگش کنارش نشست و از زیر چادرش یک قالیچه کوچولو درآورد و به گلنار داد و گفت این هم هدیه من به مناسبت بالغ شدن تو .



ادامه مطلب


نوع مطلب : قصه و داستان، 
برچسب ها : داستان کودکانه، کودک و نوجوان، قصه گلنار، داستان کوتاه برای کودکان، کودکانه، سایت تخصصی کودک،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


موسیقی کودک گمپ گل

مدیر وبلاگ : محمد آنت
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Open Directory Project at dmoz.org
ابزار تلگرام